الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

203

الغدير ( فارسي )

مناره‌هاى دين را در آن آشكار فرمود ، و آن روز را براى ما و براى دوستان و شيعيان ما عيد قرار داده ؟ گفتند : خدا و رسولش و فرزند رسولش داناترند ، آيا روز فطر است سرور ما ؟ فرمود : نه ، عرض كردند : آيا روز اضحى است فرمود : نه . و در عين حال اين دو روزيكه نام برديد روزهاى بزرگ و با شرافتى است . ولى روز تعيين مناره‌هاى دين از آن دو روز بزرگتر و شريفتر است ، و آن روز هجدهم ذى الحجه است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در بازگشت از حجة الوداع هنگامى كه بغدير خم رسيد . . . تا آخر حديث . . و در حديث حميرى است : بعد از نماز شكرانهء روز غدير در سجده ميگوئى : « اللَّهمّ انا نفرّج وجوهنا في يوم عيدنا الَّذي شرّفتنا فيه بولاية مولانا أمير المؤمنين علي بن أبي طالب صلَّى اللَّه عليه » . فيّاض بن محمّد بن عمر طوسى در سال 259 در سن نود سالگى گفت كه : حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا عليه السّلام را در روز غدير ملاقات نمود در حالى كه گروهى از خواص در محضر مباركش بودند و آنها را براى افطار نزد خود نگاهداشته بود و در عين حال - غذا و هدايا و لباس و حتى انگشترى و كفش براى خانه‌هاى آنها فرستاده بود و وضع زندگى آنها را ( از حيث معيشت ) تغيير داده بود و همچنين وابستگان و نزديكان خود را از هر جهت به وضع و صورت نوينى در آورده بود بطوريكه در كليهء شئون زندگى و آلات و ادوات معمولى وضع جديد و نوينى به خود گرفته بودند كه با روزهاى قبل فرق داشت و آنحضرت فضيلت و سبقت اين روز را براى آنها بيان ميفرمود . و در مختصر - بصائر الدرجات - باسناد از محمّد بن علاء همدانى واسطى - و يحيى بن جريح بغدادى روايت نموده كه آن دو ، در ضمن حديثى گويند : ما با هم قصد ملاقات احمد بن اسحاق قمى - نمايندهء حضرت ابى محمّد عسكرى را ( در سال 260 وفات يافته ) در شهر قم نموديم و درب خانه او را كوبيديم ، دختركى عراقى در را گشود و از او درباره احمد بن اسحاق و قصد ملاقات او سئوال نموديم ، دخترك عراقى گفت :